تاريخ : ۱۳٩۱/٤/۱٥ | ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ | نویسنده :

چه روزها که یک به یک غروب شد، نیآمدی

 

چه اشکها که در گلو، رسوب شد نیآمدی

 

خلیل آتشین سخن، تبر به دوش بت شکن

 

خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیآمدی

 

برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم، نه

 

برای عده ای، ولی چه خوب شد نیآمدی!

 

تمام طول هفته را در انتظار جمعه ام

 

دوباره صبح، ظهر، نه، غروب شد نیآمدی

 



  • فارسی بوک
  • سه سیب